شواهدی از به پاخیزی گروهک داعش در سوریه

با این‌که بعد از بلایای بسیاری که داعش در سوریه و عراق بر سر مردم آورد و در رسانه‌های بین‌المللی نیز مخوف‌ترین تصویر را از اسلام به تصویر کشید، دونالد ترامپ از مرگ داعش گفتند؛ اما در روزهای اخیر رسانه‌های غربی از احیای داعش گفته‌اند و به مخاطبانشان هشدار داده‌اند که شواهدی مبنی بر به‌پاخیزی این گروه هولناک به‌خصوص در سوریه به‌دست آمده است.

به‌گزارش شفقنا به نقل از سی ان ان؛ با این‌‌که چند ماه پیش چند عملیات تروریستی گسترده و پرتلفات که در یک فاصله زمانی نزدیک در نیوزلند و سری‌لانکا به انجام رسید، خبر از این می‌داد که شیشه عمر گروه‌های افراط‌گرا به این سادگی‌ها نخواهد شکست و نمی‌شود آن‌ها را به این سادگی تمام‌شده قلمداد کرد، ولی اعلام خطر بازگشت این گروه در روزهای اخیر با شدت به‌مراتب بیشتری رسانه‌ای شده است. به‌خصوص با این نگاه که تا زمانی‌که افراط‌گرایی در اذهان مردمان حضور داشته باشد، ترور و مرگ و کشتار و داعش و القاعده و دیگر گروه‌های تکفیری هم لاجرم وجود خواهد داشت.

تیم لیستر گزارشگر سی.ان.ان در گزارشی در این غول رسانه‌ای آمریکا منتشر شده درباره این موضوع هشدار داده که به‌رغم شکست فیزیکی داعش افکاری که این گروه از آن‌ها تغذیه می‌کرد هنوز زنده است و همین هم ازدیاد حملات تروریستی را در ماه‌های اخیر توجیه کرده و به‌پاخیزی گروه‌هایی مانند داعش را قریب‌الوقوع جلوه می‌دهد.

چندی پیش، یک ویدئوی ۵۹ ثانیه‌ای از دقایقی پیش از حمله تروریستی خونبار سریلانکا منتشر شد که هشت مرد را نشان می‌داد که با هم دست داده و به «خلیفه مسلمانان» اعلام وفاداری می‌کنند. این ویدئو که مرتکبین عملیاتی را تصویر می‌کرد که دقایقی بعد باعث از دست رفتن زندگی بیش از ۲۵۰ نفر شدند، نه تنها موجی عظیم در فضای مجازی به راه انداخت و به عبارت بهتر بیش از هر ویدیوی دیگر در آن روزها دیده شد، بلکه یک بار دیگر داعش را با فاصله از دیگر گروه‌های تروریستی به‌عنوان تهدیدی جهانی تثبیت کرد.

در روزهای پیش از عملیات تروریستی سریلانکا، رسانه آنلاین «النبا» بارها و بارها درباره «افراشته کردن پرچم خلافت در مناطق جدید» سخن به میان آورده بود. یا درباره این‌که «دنیا آبستن (منتظر) روزهای ناامیدی دشمنان الله است». ویدئوی هشت مرد تروریست را هم یک آژانس خبری مرتبط با داعش منتشر کرد. مثل ده‌ها ویدیوی دیگر که قبل و بعد از آن روز از سوی آژانس‌های خبری هوادار یا حامی این گروه تروریستی منتشر شده بود.

فارغ از این‌که آیا آن عملیات آخرین عملیات بزرگ بین‌المللی داعشی‌ها بوده یا نه (هنوز تاکنون بعد از آن رو داعشی‌ها روز خونینی در آن حد و اندازه نساخته‌اند) اما آن‌چه آن روزها و حتی در روزهای بعد هم گفته شد این بود که از نظر کارشناسان ضدتروریسم گروه‌های اسلام‌گرای افراطی ریز و درشتی که در سری‌لانکا فعالیت می‌کنند، بدون کمک خارجی قادر به سازماندهی عملیاتی چنین دقیق و پیچیده نبوده‌اند. این یعنی که یک هسته قدرتمند هنوز زنده و سرحال در گوشه‌ای از دنیا منتظر گزارش‌های هسته‌های چهار گوشه دنیاست تا عملیات پر سرو صدایی را برنامه‌ریزی کرده و به مرحله عمل درآورد!

آن روزها بروس هافمن، کارشناس ضد تروریسم شورای روابط خارجی گفت که در عملیات تروریستی سری‌لانکا، از نظر اندازه و اهمیت عملیات، شاهد یک جهش عظیم در سفارش و سازماندهی عملیات تروریستی، توسط خلافت داعش به گروه‌های افراطی کوچک بوده‎ایم. موضوعی که چند پرسش گوناگون را پیش می‌آورد: آیا هسته مرکزی داعش توانسته کارشناسان و تکنیسین‌هایش در زمینه بمب‌سازی، جلب وجذب سرمایه و جذب نیرو را از منطقه‌ای که هسته اصلی این گروه در آن‌جا قرار دارد، به دیگر نقاط دنیا صادر کند؟ چه مناطقی را در دنیا می‌توان سرزمین‌های بارور برای داعش و گروه‌های مشابه  محسوب کرد؟ و نیز این سوال مهم که چگونه و چرا سه سال جنگ زمین‌گیرکننده و فرسایشی نتوانسته در قابلیت‌های هسته مرکزی این گروه برای سازماندهی و کارگردانی عملیاتی چنین گسترده و البته دور از قلب گروه خلل ایجاد کند؟ حالا به‌نظر می‌رسد اعلام به‌پاخیزی و بازگشت داعش که از سوی بیشتر رسانه‌های غربی اعلام شده خود به‌خود بیشتر این پرسش‌ها را پاسخ می‌دهد!

باقی‌مانده داعشی‌ها

بن ودمن، خبرنگار ارشد بین‌الملل سی.ان.ان درباره آخرین موقعیت و آخرین روزهای داعش می‌گوید: «فکر نمی‌کنم کسی تردیدی در این موضوع داشته باشد که بسیاری از رزمندگان داعش –شاید صدها نفر- فرار از صحنه نبرد را ترجیخ دادند تا روزی دیگر امکان و فرصت جنگیدن را به‌دست آورند». او که بیش از دو ماه در شمال سوریه در شهر بغوز حضور داشت و گزارش‌هایش را از آن‌جا مخابره می‌کرد، می‌افزاید که «در شرایطی‌که نیروهای دموکراتیک سوری به بغوز نزدیک می‌شدند، فرصت‌های بی‌شماری برای گریز در اختیار داعشی‌ها بود. تعداد رزمندگان نیروهای دموکراتیک سوری کمتر از آن بود که بتوانند امنیت و ایمنی منطقه‌ای به آن وسعت را تامین کنند». این یعنی که داعشی‌ها اگر می‌خواستند می‌توانستند جان خود را نجات داده و منتظر روزهای بهتر برای به‌پاخیزی باشند.

گفته می‌شود بسیاری از داعشی‌ها هنوز در سوریه و عراق پنهان شده‌اند. در یک سال اخیر در مناطق سنی‌نشین عراق عملیات پرشماری به سبک و سیاق داعش علیه نیروهای دولتی عراق و شبه‌نظامیان شیعه به انجام رسیده است. نیروهای نظامی سازمان ملل در گزارشی در اوایل سال ۲۰۱۹ گفته‌اند: «در حال حاضر شبکه داعش در مقیاس استانی و منطقه‌ای با ساختاری سلولی ایجاد شده که اهداف و نیات رهبری مرکزی داعش را دنبال می‌کنند».

در ماه ژانویه یک سلول پنهان داعش توانست یک عملیات انتحاری را که در جریان آن ۱۴ نفر از جمله چهار سرباز آمریکایی کشته شدند، در شهر منبیج در شمال سوریه انجام دهد. در هفته پیش از آن نیز رزمندگان داعش توانسته بودند حمله‌ای شگفت‌انگیز را در شهر الکاون، منطقه‌ای بیابانی نزدیک پالمیرا سامان دهند.

ایمن دین که پیش از پیوستن به سازمان جاسوسی بریتانیا، از سال ۱۹۹۶ به عضویت القاعده درامده بود، در گفتگو با سی.ان.ان تخمین می‌زند که بیش از ۵۰۰۰ رزمنده داعشی هنوز در مناطقی از سوریه و عراق حضور دارند.

کارشناسان و مشاورین امنیتی دیگری نیز عقیده دارند که بعد از سقوط موصل و رقه در سال ۲۰۱۷ هزاران رزمنده و طراح داعشی خودشان را گم‌وگور کرده و منتظر شرایط مساعد برای نشان دادن خودشان هستند. ادموند فیتون براون، مسئول گروه مونیتورینگ داعش/القاعده/طالبان در سازمان ملل متحد در این مورد می‌گوید: «ما نمی‌دانیم چند نفر از داعشی‌ها کشته شده‌اند. با این‌حال می‌توان حدس زد که بیش از نیمی از داعشی‌ها جان به‌در برده‌اند. نظر شخصی من این است که شاید حتی بسیار بیشتر از پنجاه درصدشان هم ممکن است زنده مانده باشند».

منابع اطلاعاتی بر این باورند که بیشتر داعشی‌های نجات یافته خود را به افغانستان و پاکستان رسانده‌اند. گفته می‌شود که داعش به هندوستان بزرگ به‌عنوان سرزمین موعود بعدی‌شان می‌نگرد و قصد دارد با ایجاد تنش و کشمکش میان مسلمانان و هندوها حضورش در هندوستان را پررنگ‌تر کند. برخی دیگر از داعشی‌ها نیز به خانه، یعنی به اردن و عربستان سعودی بازگشته‌اند- چنان‌چه در همان روز بمبگذاری کلمبوعملیاتی با الهام از عملیات داعش در عربستان به انجام رسید.

شبکه داعش در لیبی نیز که امسال چند عملیات تروریستی علیه دیگر سازمان‌های افراطی لیبیایی انجام داده؛ نشان می‌دهد که بعد از این‌که از شهر ساحلی سیرت اخراج شد، در حال تجدید سازمان و شکل‌گیری دوباره است.

در فیلیپین هم یک گروه الهام گرفته از داعش که در سال ۲۰۱۷ به‌مدت پنج ماه کنترل شهر ماراوی را در اختیار گرفته بود، رزمندگان پرتعدادی از جمله ده‌ها رزمنده خارجی در اختیار دارد.

ایمن دین می‌گوید که «اندونزی، مالزی، مصر، عربستان سعودی و اردن کشورهایی هستند که بازماندگان داعش در آن‌جاها در حال ایحاد تهدیدی عمده علیه دنیای آزاد هستند».

مار بی‌سر

علاوه بر جان به‌دربرده‌های سرزمین خلافت، علاقمندان پرتعدادی نیز وجود دارند که بیشترشان از طریق رادیکالیسم آنلاین و وعاظ افراط‌گرا جذب این گروه شده‌اند. شکست و فروپاشی خلافت داعش در عراق و شام اگرچه حضور عینی و بیرونی این گروه را از بین برد، اما برخلاف ادعای دونالد ترامپ که گفته بود «ما صددرصد داعش را شکست دادیم» هرگز نمی‌توان ادعای محو کامل این گروه را پذیرفت. رهبری داعش مدت‌های مدیدی خود را آماده این فاز از حضورش کرده بود، و درواقع حضور پنهان چیزی نیست که بگوییم هیچ‌گاه رهبری داعش فکرش را نکرده بود. سخنگوی داعش، محمد العدنانی پیش از این‌که در جریان حمله هواپیماهای بدون سرنشین کشته شود، گفته بود که «از دست دادن حیطه کنترل خلافت، به معنای پایان داعش نیست». او هم‌چنین گفته بود که «ما شکست نخورده‌ایم. شکست یعنی از دست دادن اراده و اشتیاق مبارزه؛ که ما آن را از دست نداده‌ایم».

ممکن است رهبری داعش از انظار دور شده باشد یا ارتباطات و طراحی عملیاتش دشوار شده باشد، ولی پیام این گروه هنوز زنده و حاضر است. ادموند فیتون براون بر این پایه است که می‌گوید «بعد از این، عملیات تروریستی الهام گرفته از داعش بدل به رخدادی معمولی و نرمال خواهد شد». او به مرکز دیده‌بان مبارزه با تروریسم می‌گوید که «افراد عصبانی و تندروی زیادی وجود دارند که بر اساس آن‌چه در رسانه‌های آنلاین می‌بینند، می‌خواهند واکنش نشان دهند».

از این افراد برخی ایدئولوژی داعش را خواهند پذیرفت و بعضی دیگر نیز نگاه‌شان به القاعده خواهد بود. در برخی مناطق چون ساحل در آفریقای شمالی هم می‌توان شاهد نشانه‌هایی از همکاری هر دوی این گروه‌ها بود. ایمن دین که جنگ سوریه را از نزدیک دنبال کرده و هنوز در این کشور به‌سر می‌برد می‌گوید که «در شمال سوریه شماری از بازماندگان داعش با گروه حرالدین که با القاعده ‌ارتباط دارد، ائتلاف کرده و در حال راه‌اندازی گروهی جدید هستند».

از بعضی جهات مقابله با ساختارهای تغییر یافته گروه‌های کوچک دشوارتر از مواجهه با یک گروه متمرکز با مرکزیتی واحد است. در مبارزه با این گروه‌ها بریدن سر مار تاثیر زیادی ندارد و باعث شکست نمی‌شود. هم‌چنان‌که گروه‌های وابسته به القاعده در آفریقا، یمن و دیگر نقاط دنیا مدت‌های مدیدی است که بعد از انهدام کامل القاعده مرکزی به حیات و فعالیت خود ادامه داده‌اند.

تروریست‌های پولدار

بیشترین و اصلی‌ترین مزیت داعش نسبت به دیگر گروه‌های تروریستی در توان اقتصادی آن‌هاست. فیتون براون می‌گوید که تخمین زده می‌شود ۵۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار در حساب‌های داعش وجود دارد. پیش‌بینی‌های دیگری البته به ارقامی به‌مراتب  بالاتر از این ارقام نیز اشاره کرده‌اند. گفته می‌شود درامدهای دوران خلافت در عراق و سوریه در زمینه‌های گوناگونی پس‌انداز شده‌اند. بخشی از این درامدها در مراکز سرمایه‌گذاری قانونی به‌کار گرفته شده‌اند، بخشی دیگر در بانک به امانت گذاشته شده‌اند، ارقامی قابل‌توجه به صاحبان حرف و صنایع وام داده شده‌اند و شاید حتی بخشی نیز در مکان‌هایی سری زیر زمین دفن شده باشند.

یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها درباره عملیات تروریستی سری‌لانکا این بود که هزینه‌های این عملیات از چه راهی تامین شده است. ایمن دین آن روزها تخمین زده بود که عملیات سری‌لانکا بین سی تا چهل هزار دلار هزینه داشته. دین می‌پرسید که «این میزان پول را چه کسی گرد آورده و چگونه به تروریست‌ها رسانده»؟ این پرسشی کلیدی بود که پاسخش خیلی چیزها را روشن خواهد کرد.

پرسش مشابهی نیز درباره عملیاتی که هم‌زمان با سری‌لانکا در ریاض به انجام رسید، نیز مطرح شده بود و هنوز هم مطرح است. به گفته ایمن دین مقامات سعودی بعد از حمله تروریستی ریاض به یک مرکز تازه‌تاسیس مشکوک شده و در آن‌جا بالغ بر دویست هزار دلار پول نقد و مقادیری اسلحه کشف کرده بودند.

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که رهبری داعش ممکن است هنوز هم در زمینه سرمایه‌گذاری و پولسازی فعالیت‌هایی داشته باشد. فیتون براون می‌گوید که «مبالغ بی‌شماری پول از عراق و سوریه به خارج منتقل شده. بخشی از این انتقال به‌صورت پول نقد بوده و بخشی هم به‌صورت شمش طلا- که به نقاط مختلف دنیا انتقال پیدا کرده‌اند».

به‌گفته ایمن دین «پول نقد هم‌چنان در اختیار بخش‌های رهبری سازمان قرار دارد؛ که ممکن است به‌شکل سرمایه‌گذاری‌های منطقه‌ای بوده و در مواقع لزوم به‌کار گرفته شود». به باور ایمن دین «داعش بانک ترور است».

اسلام‌هراسی و یهودستیزی

در دهه‌های گذشته تروریسم مقیاس محلی و ملی داشت. اولین سازمانی که با انجام عملیات تروریستی در مقیاس جهانی اعلام حضور کرد، القاعده بود که در سال ۱۹۹۸ در شرق آفریقا؛ و سه سال بعدتر نیز با حمللات تروریستی یازدهم سپتامبر به برج‌های سازمان جهانی این حضور جهانی را علنی‌تر کرد. از آن پس عصر جهاد فراملیتی آغاز شد. از آن سال‌ها به بعد،  تروریسم بین‌المللی از طریق تندروی و به‌عبارت بهتر رادیکالیسم آنلاین، پیام‌های تهییج‌کننده و سفرها و شرکت‌های مسافرتی بین‌المللی در مناطق گوناگون دنیا ریشه دوانده و به‌مراتب از قدرت بیشتری در قیاس با سال‌های آغازینش بهره‌مند شده است.

تروریسم بین‌المللی در تلفیق با آن‌چه بروس هافمن در گزارشی که برای شورای روابط خارجی نوشته آن ‌را «نابردباری مذهبی و تنش‌های فرقه‌ای» خوانده، شرایطی را پیش می‌آورد که در حال حاضر شاهدیم. البته عوامل و عناصر دیگری نیز در این بین وجود دارند. خود بروس هافمن می‌گوید که «هر قدر که اسلام‌هراسی رشد کند، از آن نوعی که در حمله تروریستی ماه مارس ۲۰۱۹ به دو مسجد در نیوزلند دیدیم، افکار و عملیات ضدیهودی نیز رشد خواهد کرد». موارد دیگر تروریستی سال‌های اخیر را نیز می‌توان ذیل همین نابردباری مذهبی تقسیم‌بندی کرد، از جمله حملاتی که به مسیحیان در مصر، سوریه یا عراق شده، و یا حملاتی که تندروها و افراطی‌های سنی در پاکستان به اجتماعات اهل تشیع انجام داده‌اند.

این فضایی است که داعش در آن نفس می‌کشد و رشد می‌کند. برای مثال فراموش نباید کرد که حملات تروریستی سال ۲۰۱۵ پاریس در واکنش به توهین به مسلمین طراحی شدند. به این دلیل است که می‌توان گفت رهبران داعش حتی اگر هم پنهان شده باشند اما هنوز امیدوارند که خصومت مذهبی شعله‌ورتر شود. خصومتی که موتور محرک افراط‌گرایی و افراط‌گرایانی از جنس داعش است و برای همین هم هست که مادام که تعصب و خصومت مذهبی وجود داشته باشد، داعش هم وجود و حضور جهانی خواهد داشت و از این رو که تعصبات و خصومت‌های مذهبی از بین نرفته، پس می‌توان اعلام بازگشت داعش را جدی تلقی کرد و به صحت آن ایمان داشت. به‌خصوص در مناطقی که فقر مالی و فرهنگی جهل و تعصب را در آن مناطق پدیده‌ای همه‌گیر کرده و این متعصبین از دست دیدگاه‌های افراطی داعش و القاعده و طالبان و دیگر گروه‌های تندروی مذهبی گریزی نخواهند داشت.

اروپا سر دو راهی بین آمریکا یا چین

دیپلماسی ایرانی: چین در میانه چندین هفته متوالی تظاهرات در هنگ کنگ، در مکانی غیرمتداول به دنبال حمایت می گردد: اروپا. سفرای پکن در پایتخت های کشورهای سراسر قاره در روزهای اخیر برای جلب حمایت اروپا از دولت هنگ کنگ و علیه تظاهرات کنندگان به شدت تلاش کرده اند. سفرای چینی در راستای کمپین خود برای ترویج خط فکری کشورشان در روزنامه های محلی اروپایی مقالاتی منتشر کرده و آشکارا رهبران اروپایی را به دلیل خودداری از انتقاد از تظاهرات خشونت آمیز مورد انتقاد قرار داده اند. جسارت تلاش های چینی نشان می دهد که از چشم پکن امکان جلب حمایت اروپایی ها وجود دارد.

چین برای این طرز تفکر خود درباره حمایت اروپایی دلیلی دارد. در حالی که پکن سعی دارد ارزش های استبدادی خود را در سراسر جهان بگستراند، و به ویژه با شدت گرفتن رقابت بین چین و ایالات متحده، اروپا آشکارا از گرفتن طرف آمریکا در مناقشات آن با چین خودداری کرده است. رهبران اروپایی اطمینان دارند که ضمن آنکه از تعامل بیشتر با چین از لحاظ اقتصادی سود می برند، می توانند از ارزش ها و هنجارهایی که با ایالات متحده در اشتراک دارند، حمایت کنند. اما چنین موضع گیری می تواند کوتاه بینانه باشد و لیبرال دموکراسی را به خطر اندازد.

چین یک شریک نزدیک و مهمی برای اروپاست؛ حجم مبادلات تجاری دو جانبه روزانه به حدود یک میلیارد یورو می رسد و سرمایه گذاری مستقیم خارجی چین در اتحادیه اروپا در سال های 2017 و 2018 به ترتیب 29.1 و 17.3 میلیارد یورو بوده است. فرصت اقتصادی که چین خصوصا برای کشورهایی که از لحاظ اقتصادی از اروپای غربی عقب مانده اند فراهم می آورد، انگیزه بالایی در منطقه برای حمایت از این کشور فراهم می آورد. کشورهای اروپای جنوبی و شرقی به ویژه از سرمایه گذاری «کمربند و جاده» چین بهره می برند و نمی خواهند این فرصت را از دست بدهند.

رهبران اتحادیه اروپا هنوز  نتوانسته اند مسیر مشخصی را برای مقابله با چین ترسیم کنند؛ اگرچه برخی از کشورها مانند آلمان و فرانسه در این جبهه پیشرفت هایی داشته اند. اتحادیه اروپا اوایل سال جاری میلادی از چین به عنوان «یک رقیب سیستماتیک» یاد و کمیسیون اروپا چارچوبی جدید برای تسهیل نظارت دقیق تر بر روی سرمایه گذاری های چین در اروپا معرفی کرد. اما اگرچه بیانیه ها و دستورالعمل های مشترک در سطح اتحادیه اروپا پیشرفت هایی در مقابله با نفوذ چین به شمار می روند، اما اجرای دستورالعمل ها نهایتا بر عهده کشورهای عضو اتحادیه است که استراتژی های متفاوتی را در این زمینه دنبال می کنند. این عدم انسجام در جبهه گیری اروپایی در برابر چالش های ظهور چین آنها را شرایطی قرار می دهد که مجبور خواهند شد در صدد دفاع از ارزش های مشترک برآیند.

این عدم اتحاد در اروپا عمدتا از اجماع نداشتن بر سر تهدیدهای چین ناشی می شود. بر خلاف روسیه که بخشی از اوکراین را ضمیمه خود کرد و مرتبا در دموکراسی های اروپا دخالت می کند، چین رویکرد ظریف تری را دنبال کرده است. به علاوه، با توجه به مرز مشترک وسیع روسیه با اروپا و فاصله زیاد چین، دو کشور تهدید نظامی یکسانی ایجاد نمی کنند. تاکتیک هایی که چین به کار گرفته، نادیده گرفتن این مساله را که مسکو و پکن به طور یکسانی لیبرال دموکراسی را تهدیدی برای موفقیت و ثبات خود تلقی می کنند و به دنبال کاهش نفوذ غرب از طریق تضعیف دموکراسی هستند، ساده تر می کند.

ایالات متحده هم برای کمک به موضع گیری اروپا تلاش چندانی نکرده است. دولت دونالد ترامپ به طور فعالانه با اقداماتی نظیر خروج از توافقنامه اقلیمی پاریس و توافق هسته ای ایران و تحمیل تعرفه های فولاد و آلومینیوم، اروپایی ها را از خود رانده است. اکنون از نظر بسیاری از اروپایی ها ایالات متحده دیگر یک شریک جذاب به نظر نمی رسد. در حالی که واشنگتن برای بروکسل دافعه داشته، پکن سعی کرده است جاذبه داشته باشد. گفت و گو های حزب کمونیست چین درباره هماهنگ سازی تمدن ها و گسترش ارزش های چند جانبه گرایی از همین دست اقدامات بودند. چین و اروپا در چند وقت گذشته بارها در برابر ایالات متحده در یک جبهه قرار گرفته اند و همین مساله  شرایط را برای چین برای نشان دادن خود به عنوان یک بازیکن معتبر و مسئول جهانی ساده کرده است.

اما عدم تمایل اروپا به گرفتن طرف آمریکا، لیبرال دموکراسی را به خطر می اندازد. هرچه اروپا به چین نزدیکتر شود، چین در تلاش برای تغییر شکل هنجارها  در رابطه با مسائلی همچون داده و حریم خصوصی، آزادی اینترنت، هوش مصنوعی و حکومت با مخالفت کمتری مواجه خواهد شد. خودداری اروپا از گرفتن طرف ایالات متحده دقیقا همان چیزی است که چین می خواهد. پکن از مدت ها پیش می دانسته که افزایش نفوذ اقتصادی می تواند به تغییر موازنه کمک کند.

اروپا باید در تقویت روابط تجاری و اقتصادی با چین، مراقب خطرات ناشی از این روابط باشد چرا که چین به نفوذ اقتصادی خود به مثابه اهرم فشار دیپلماتیک می نگرد. چین از سرمایه گذاری های خود برای جلب حمایت اروپا یا دست کم خودداری آن از موضع گیری یکپارچه در قبال مسائل حقوق بشری مانند تبت، بازداشت گسترده اویغورها در اردوگاه های «آموزش مجدد» در سین کیانگ، و در قبال مسائل ژئوپلیتیک مانند تایوان و نظامی شدن دریای چین جنوبی استفاده خواهد کرد.

آشکارا در اروپا یک تغییر  گستدره در دیدگاه ها به چین رخ داده است. اروپایی ها از چالش هایی که چین ایجاد می کند آگاه، و نگران آنها هستند و اقداماتی هم برای مقابله با این چالش ها انجام داده اند؛ اما پیامی که به طور ممتد از اروپا شنیده می شود، تلاش برای خودداری از جانب داری در درگیری های ایالات متحده و چین است و این، اتفاقی است که می تواند سرنوشت لیبرال دموکراسی را رقم بزند.

منبع: پولیتیکو

چه بخوریم که قلب‌مان سالم بماند؟

امروزه مردم نسبت به گذشته، بیشتر غذا‌های پرکالری مصرف می‌کنند و از طرفی تحرک بدنی آنان نیز کمتر از گذشته شده است، بنابراین یکی از مهم‌ترین مداخلات به منظور پیشگیری و کنترل بیماری‌های قلبی – عروقی اصلاح رژیم غذایی است.

باید توجه کرد که عوامل موثر در بروز بیماری‌های قلبی-عروقی شامل اختلال در چربی‌های خون و بالا بودن سطح کلسترول خون، کم تحرکی، فشار خون بالا، رژیم غذایی نامناسب، استرس و فشار‌های روحی و روانی، چاقی و استعمال دخانیات است.

توصیه‌های تغذیه‌ای موثر در پیشگیری و کنترل عوامل خطر بیماری‌های قلبی-عروقی عبارتند از:

– تعادل و تنوع در برنامه غذایی روزانه: تعادل به معنی مصرف مقادیر کافی از مواد غذایی مورد نیاز برای حفظ سلامت بدن است و تنوع یعنی مصرف انواع مختلف مواد غذایی که در پنج گروه اصلی غذایی یعنی گروه نان و غلات، شیر و لبنیات، گوشت، تخم مرغ، حبوبات و مغزها، میوه‌ها و سبزی‌ها معرفی می‌شوند.

– کاهش مصرف چربی و روغن در برنامه غذایی: سعی کنید غذا‌ها را تا حد امکان به صورت آب‌پز، بخارپز یا کبابی مصرف کرده و از سرخ کردن زیاد غذا خودداری کنید. همچنین مصرف غذا‌های سرخ شده، سوسیس، کالباس، خامه، چیپس، پفک، سس‌ها، مغز، دل و قلوه، کله و پاچه را در برنامه غذایی‌تان کاهش دهید و پوست مرغ و چربی‌های قابل مشاهده گوشت و مرغ را قبل از طبخ جدا کرده و از قسمت‌های کم چرب گوشت‌ها استفاه کنید. همچنین از گوشت‌های کم چرب مانند مرغ و ماهی به جای گوشت قرمز استفاده کنید و حداقل دو بار در هفته ماهی مصرف کنید؛ چرا که چربی موجود در ماهی از انوع چربی‌های مفید است. اما به جای سرخ کردن ماهی، آن را به شکل بخارپز یا تنوری استفاده کنید.

– توجه به نوع روغن مصرفی: از روغن‌های مایع مانند روغن زیتون و روغن آفتابگردان به جای روغن حیوانی و روغن نباتی جامد، برای پیشگیری از افزایش کلسترول خون استفاده کنید. از مصرف غذا‌های سرخ کرده پرهیز کرده و در صورت لزوم از روغن مخصوص سرخ کردنی استفاده کنید. زیرا روغن جامد هیدروژنه، حاوی اسید‌های چرب اشباع و اسید‌های چرب ترانس است که خطر ابتلا به امراض قلبی و عروقی را افزایش می‌دهد. از طرفی مصرف روغن زیتون و مغز‌ها به دلیل کنترل انرژی دریافتی، باید متعادل باشد؛ بنابراین از روغن‌های مایع معمولی (غیر سرخ کردنی) و روغن زیتون در سرخ کردن غذا‌ها (به دلیل حساسیت این روغن‌ها به حرارت بالا) استفاده نکنید.

– کاهش مصرف مواد قندی: مصرف بیش از حد مواد قندی و نشاسته‌ای مانند برنج، ماکارونی، شیرینی، کیک، شکلات، مربا، عسل و نوشابه‌ها، باعث افزایش وزن، بالا رفتن فشار خون و چربی خون شده و منجر به بروز بیماری‌های قلبی عروقی می‌شود؛ بنابراین باید در برنامه غذایی روزانه از مصرف بیش از اندازه آن‌ها خودداری کرد.

کاهش مصرف نمک: مصرف نمک باید به هنگام تهیه و طبخ غذا کاهش یابد و از نمکدان در هنگام صرف غذا و سر سفره استفاده نشود. همچنین از مصرف غذا‌های کنسرو شده و بسیاری از مواد غذایی بسته‌بندی شده آماده، به دلیل دارا بودن مقادیر زیادی نمک و از مصرف بیش از اندازه غذا‌های شور مانند ماهی دودی، آجیل شور، چیپس، پفک، انواع شور، سوسیس و کالباس خودداری کنید و از سبزی‌های تازه، چون سیر، لیموترش تازه، آب نارنج، آویشن، شوید و … برای بهبود طعم غذا و کاهش مصرف نمک استفاده کنید.

– افزایش مصرف فیبر: فیبر‌ها ترکیباتی هستند که در دیواره سلول‌های گیاهان مانند سبزی‌ها، میوه‌ها، سبوس، غلات کامل، حبوبات و مغز‌ها وجود دارند. مصرف فیبر‌ها خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی را کاهش می‌دهند و همچنین از یبوست پیشگیری می‌کنند.

– افزایش مصرف میوه‌ها و سبزی‌ها در برنامه غذایی روزانه: میوه‌ها و سبزی‌ها در پیشگیری از بیماری‌هایی مانند بیماری‌های قلبی–عروقی و برخی از انواع سرطان‌ها به خصوص سرطان‌های سیستم گوارشی و یبوست موثرند؛ بنابراین توصیه می‌شود که روزانه سه الی پنج واحد میوه و سبزی در برنامه غذایی خود استفاده کنید.

بنابر اعلام دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت، برای داشتن قلب سالم اولا فعالیت بدنی، ورزش منظم، متناسب با سن و شرایط جسمی خود را فراموش نکنید و روزانه حداقل ۳۰ دقیقه پیاده‌روی کنید. دوم اینکه استرس و فشار‌های روانی یکی از عوامل ابتلا به بیماری‌های قلبی است، بنابراین روش‌های کنترل و برخورد مناسب با استرس را یاد بگیرید.

منبع:ایسنا

مغزها مانده‌اند و می‌سازند

در پی آمار مخدوش اعلام شده از سوی باقر لاریجانی، معاونت آموزشی وزارت بهداشت درمان وآموزش پزشکی، این وزارتخانه طی بیانیه ای اعلام کرد که دانشجویان متقاضی تحصیل در خارج از کشور نباید در آمار مهاجران تحصیل‌کرده لحاظ شوند. بر اساس این بیانیه در حوزه علوم پزشکی، سالانه حدود ۱۰ درصد از دانشجویان متقاضی تحصیل در رشته‌های علوم پزشکی برای ادامه تحصیل به خارج از کشور سفر می‌کنند و در سایر رشته‌ها نیز شاید با کمی اختلاف چنین وضعیتی وجود داشته باشد. اما این موضوع به معنای مهاجرت تحصیل‌کرده‌ها از کشور نبوده و بسیاری از این افراد در دوره تحصیل و یا پس از تحصیل به کشور باز می‌گردند.

بنیاد ملی نخبگان چه می‌گوید؟
این در حالی است که براساس آخرین مطالعات انجام شده در بنیاد ملی نخبگان، مهاجرت قطعی نفرات برتر کنکور سراسری و المپیادهای علمی از کشور به طور چشمگیری در حال کاهش است. طبق مطالعات بنیاد ملی نخبگان در خصوص آمار مهاجرت قطعی از کشور، دو هزار و ۷۱۲ نفر  برگزیدگان المپیادهای دانشجویی ۳۵ هزار و ۳۱۳ نفر از رتبه‌های یک تا هزار کنکور سراسری در این مطالعات مورد تحلیل قرار گرفته‌اند که میزان خروج قطعی از کشور رتبه‌های ۱ تا ۱۰۰۰ کنکور سراسری در رشته ریاضی از حدود ۶۰ درصد برای دانش آموختگان سال‌های ۹۰ تا ۹۲ با روند کاهشی به حدود ۳۸ درصد برای دانش آموختگان سال‌های ۹۵ تا ۹۷ رسیده است و به نظر می‌رسد این روند همچنان نیز ادامه داشته باشد.

همچنین میزان خروج قطعی از کشور رتبه‌های ۱ تا ۱۰۰۰ کنکور سراسری در رشته علوم‌تجربی از حدود ۱۰ درصد برای دانش‌آموختگان سال‌های ۹۰ تا ۹۲ به کمتر از ۷ درصد برای دانش آموختگان سال‌های ۹۵ تا ۹۷ رسیده است که این آمار نیز سیر نزولی دارد.

آمار بنیاد ملی نخبگان در خصوص روند بازگشت متخصصان ایرانی به کشور و همکاری با آنها نیز جالب توجه است؛ در این راستا برنامه «همکاری با متخصصان و کارآفرینان ایرانی خارج از کشور» از اسفندماه سال ۱۳۹۳ با هدف ایجاد ساز و کاری در راستای بهره‌مندی از دانش و تجارب آنها، از میان دانش‌آموختگان دوره دکتری از ۱۰۰ دانشگاه‌ برتر دنیا، اساتید ۲۰۰ دانشگاه‌ برتر دنیا و متخصصان و کارآفرینان ایرانی فعال در مؤسسات شاخص علمی و فناوری یا شرکت‌های خارجی، آغاز شده است.

بر این اساس بیش از چهار هزار و ۷۰۰ نفر از متخصصان و فارغ‌التحصیلان ایرانی خارج از کشور در پلتفرم طراحی شده در مدل‌های مختلف همکاری خود را با کشور آغاز کرده‌اند که از این میان ۱۳۵ کارآفرین، ۹۳ شرکت‌ دانش‌بنیان و فناور را تاسیس کرده، ۳۴۰ نفر به عنوان هیات علمی دانشگاه‌های برتر کشور جذب شده و ۱۷۰ استاد مدعو و معین در دانشگاه‌های کشور قرارداد امضا کرده‌اند.
علاوه بر این  ۵۰۰ دانش‌آموخته دکتری در قالب پسادکتری در چرخۀ خدمت‌رسانی به جامعۀ بومی قرار گرفته‌اند و بیش از ۲۰۰۰ سخنرانی و کارگاه تخصصی در ۴ سال گذشته توسط آنها برگزار شده است.

۱.۱ درصد از دانشجویان ایران در خارج از کشور تحصیل می‌کنند

سورنا ستاری معاون علمی رئیس جمهور نیز در خصوص آماری که به نقل از گزارش صندوق بین‌المللی پول ارائه شده است، گفت: این صندوق اعلام می‌کند ایران در سال ۲۰۰۹ رتبه اول را در فرار مغزها دارد؛ در حالی که اصلاً چنین گزارشی وجود ندارد.

وی همچنین عنوان کرده است که ایران ۴ میلیون دانشجو دارد و تنها ۵۰ هزار نفر از  آنها در خارج کشور تحصیل می‌کنند و بر این اساس ما باید حدود  ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار دانشجو در خارج از کشور داشته باشیم؛ چراکه میانگین جهانی در این زمینه ۳ درصد تعداد دانشجویان را شامل می‌شود، ولی تعداد ۵۰ هزار دانشجو در دنیا به این معناست که ۱.۱ دهم درصد از کل دانشجویان ایران، در خارج از کشور تحصیل می‌کنند.

به گفته معاون علمی رئیس جمهور بر اساس آمارهای ۴ ماه اول سال جاری بیش از ۱۳۰ نفر از دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در ۱۰۰ دانشگاه برتر دنیا به کشور بازگشتند و تنها ۲۵ درصد از افرادی که از خارج به کشور بازگشتند، عضو هیات علمی در دانشگاه‌ها و یا مراکز علمی شده و ۷۵ درصد آنها در شرکت‌ها مشغول به فعالیت شدند و استارتاپ یا شرکت‌های دانش‌بنیان تاسیس کرده اند.

بر این اساس در حال حاضر بیش ازچهار هزار و ۴۰۰  شرکت دانش‌بنیان و بیش از ۷ هزار استارتاپ در کشور فعالیت می‌کند که نشان دهنده سیر صعودی روند اشتغال دانشجویان و فعالیت سازنده و موثر نخبگان است.

نوع نگاه معاونت علمی ریاست جمهوری سیل مهاجرت را کاهش داده است

 عباس زارعی رئیس پارک علم و فناوری دانشگاه تهران در گفت و گو با خبرنگار علمی ایرنا گفت:‌ معاونت علمی ریاست جمهوری  تدابیر اندیشمندانه ای را داشته و دانش چگونگی حرکت کشور به سوی فناوری را به خوبی طراحی و برنامه‌ریزی کرده است.
به گفته وی در ساختار معاونت در بخش‌هایی سرمایه‌گذاری شده است که کاملا در راستای نیازمندی‌های کشور برای دانش بنیان شدن است.

زارعی با بیان اینکه مهمترین کار حمایت از شرکتهای دانش بنیان است که به خوبی در حال انجام است، تصریح کرد: معاونت علمی با الگوگیری موفق از شرکت‌های دانش‌بنیان کشورهای پیشرفته بسیاری از مکان‌های فیزیکی که پتانسیل استفاده دارند را شناسایی کرده و در اختیار تیم‌های دانش‌بنیان با حمایت مالی قرار داده است.

رئیس پارک علم و فناوری دانشگاه تهران تصریح کرد: در حال حاضر در دوره گذار هستیم و نرخ تغییرات آرام اما در حال تحول است. به عنوان مثال ساختمان پارک پیش از این تنها به کار انتشارات می‌پرداخت اما هم اکنون بیش از ۱۵۰ شرکت دانش‌بنیان و سه هزار نفر نیروی دانشی فعالیت می‌کنند و ۱۰ هزار شغل ایجاد شده است.

زارعی اظهار داشت: نوع نگاه معاونت علمی به دانش بنیان بسیار سیل مهاجرت دانشجویان را کاهش داده است. در دانشگاه تهران بسیاری از نخبگان در قالب کار دانشجویی تخصصی فعالیت می‌کنند که این طرح ابداعی خود ما است و بیش از ۲۲۰ نخبه متخصص در پارک در کنار اساتید مشغول به فعالیت هستند.

 وی عنوان کرد: دانشگاه تهران طرحی به نام (GCO) مخفف GOP IN COMPANY به معنی وارد شدن به شرکت دارد که برای دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری طراحی شده است. این افراد در  قالب این طرح به مدت یک ماه کار دانشجویی تخصصی می کنند، توسط پارک مهارت های نرم را آموزش می بینند و در نهایت وارد شرکت ها می‌شوند. در ادامه شرکت ها با حقوق مشخص این افراد را جذب می کنند و زمانی که متخصص شدند به عنوان نیرو جذب می شوند.

رئیس پارک علم و فناوری دانشگاه تهران با اشاره به وضعیت مطلوب مهاجرت دانشجویان ایرانی از خارج به داخل کشور، تصریح کرد: در خود  پارک ۵ نفر از این دانشجویان از دانشگاه‌های معتبر خارج به داخل آمده و شرکت دانش‌بنیان تاسیس کرده اند که این موضوع به کمک معاونت علمی محقق شده است. در واقع  افراد از این طریق به دانشگاه‌ها و پارک‌ها معرفی و سپس با بررسی سوابق افراد جذب می‌شوند.

پول‌های بزرگ کثیف چگونه در اقتصاد کشور جابجا می‌شوند؟

به گزارش الف چگونگی مبارزه با فساد همیشه برای کشورها یکی از سؤال‌های اساسی بوده است. باوجود ایجاد ساختار و ضوابط برای جلوگیری از فساد در کشورهای توسعه‌یافته، همچنان فسادهای بزرگی در آن‌ها رخ می‌دهد. اما آنچه درزمینة مبارزه با فساد اهمیت دارد، رساندن فساد به کمترین حد ممکن است.

شفاف نبودن هدف یک تراکنش بانکی، شاه‌کلید فساد

ایران به‌عنوان یک کشور درحال‌توسعه همچون دیگر کشورهای هم‌رده خود درگیر برخی فسادها است. فسادهایی که دادگاه‌های ایران در چند سال اخیر با شتاب بیشتری در حال برخورد با آن‌ها هستند. فسادهایی که مردم بعضاً با اسامی چون بابک زنجانی یا حسین هدایتی با آن‌ها آشنا هستند. برخی مواقع نیز با القابی چون سلطان سکه و سلطان قیر خودنمایی می‌کنند.

مفسد اقتصادی پیش از ارتکاب جرم به چگونگی پنهان کردن آن از حاکمیت می‌اندیشد. درواقع با حل این معما، دیگر مهم نیست که چه حجمی از فساد رخ می‌دهد، چون حاکمیت اصلاً توان شناسایی فساد را ندارد. بدون شک هر مفسد اقتصادی برای محقق کردن هدف خود نیاز به انتقال پول دارد.

اگر دزدی‌های کوچک نادیده گرفته شود، فسادهای بزرگ، بدون انجام تراکنش‌های بزرگ بانکی امکان‌پذیر نیست، زیرا حجم اسکناس موجود در اقتصاد کمتر از 3 درصد پول کشور است. بقیه پول را اعداد داخل حساب‌ها تشکیل می‌دهند. علاوه بر این، ارزش کم پول ایران مانع استفاده از اسکناس در معاملات کلان می‌شود. درنتیجه افراد برای انجام فساد اقتصادی ناگزیر به استفاده از تراکنش‌های بانکی هستند.

تعدد حساب بانکی ترفند سلطان سکه برای شناسایی نشدن

با توجه به دلایل فوق پنهان کردن ذی‌نفع اصلی در یک تراکنش بانکی همان راه‌حل شناسایی نشدن مفسدین توسط حاکمیت است. طبق آماری که این روزها بسیار در رسانه‌ها دست‌به‌دست می‌شود، در ایران 500 میلیون حساب بانکی وجود دارد. این حجم از حساب های بانکی، ایران را با میانگین هشت حساب برای هر فرد در صدر رده‌بندی جهانی آن قرار داده است. جالب اینجا است که کشور دوم، یعنی سنگاپور به ازای هر فرد بالغ دارای دو حساب است.

این تعدد در حساب‌های بانکی بستری بزرگ برای انجام فساد را فراهم می‌کند. بستری که در حال حاضر محل انتقال نزدیک به 2000 هزار میلیارد تومان نقدینگی کشور است. دقیقاً مفسدین نیز از همین بستر برای پنهان کردن فساد خود از حاکمیت استفاده می‌کنند. برای مثال می‌توان به یکی از مفسدین بزرگ و مشهور چند سال اخیر، یعنی سلطان سکه، وحید مظلومین اشاره کرد. این فرد به‌تنهایی 219 حساب داشته که در مدت کوتاهی با انجام 170 هزار تراکنش، (انتقال پول توسط شبکه بانکی) 14 هزار میلیارد تومان را جابجا کرده است. البته این تمام توان وی برای پنهان کردن تراکنش‌های خود از دید حاکمیت نبوده بلکه مظلومین از حساب اطرافیان خود نیز برای پنهان کردن فعالیت گسترده خود در بازار سکه و ارز استفاده می کرد. به‌عنوان‌مثال وی با 32 حساب برادرزاده خود 6300 میلیارد تومان پول را جابه‌جا کرده بود.

خواب زمستانی برخی دستگاه‌های ناظر، در زمان وقوع جرم

مالکیت تعداد زیادی حساب تنها عایدی این حجم از حساب بانکی برای مفسدین اقتصادی نبوده است؛ بلکه آن‌ها موفق به خلق پدیده ای به اسم حساب‌های اجاره‌ای در اقتصاد ایران شده‌اند. اجاره حساب دیگران، به مفسدین اقتصادی این اجازه را می‌دهد تا علاوه بر استفاده از ظرفیت حساب‌های خود، حساب افراد دیگر که جز نزدیکانشان هم نیستند را مورداستفاده قرار دهند. برای مشاهده این شگرد مفسدین اقتصادی در استفاده از حساب افرادی خارج از دایره اطرافیان خود، می‌توان بازهم به پرونده سلطان سکه اشاره کرد. به‌عنوان‌مثال محمد اسماعیل قاسمی از همدستان مظلومین که در بین دلال‌های بازار ارز به محمد سالم معروف بود از 700 حساب بانکی به‌طور هم‌زمان بهره می‌برد. یکی از اقشاری که قاسمی از حساب بانکی آن‌ها سوءاستفاده می‌کرد، زنان خانه‌دار بودند. وی از نیاز این قشر به کسب درآمد استفاده و با پرداخت مبالغی، از حساب آن‌ها برای انجام تراکنش‌های خود بهره می‌برد. این مفسد اقتصادی با اجاره حساب آن‌ها، به خرید فروش گسترده و همچنین قاچاق در بازار سکه و ارز می پرداخت.

شاید در ابتدا، با توجه به برخورد با این مفسدین اقتصادی توسط دستگاه قضا این نتیجه حاصل شود که حاکمیت در حال برخورد با این افراد است؛ اما در این بین سؤالی ذهن را درگیر می کند، زمانی که این افراد در حال دامن زدن به آشفتگی بازار سکه و ارز بودند، چرا هیچ قاعده و قانونی برای جلوگیری از اخلال آن‌ها در بازار نبود؟ درواقع، شناسایی دیرهنگام این افراد است که باعث می‌شود آن‌ها پس از کسب سودهای کلان در دام قانون گرفتار شوند.
در حال حاضر حساب‌هایی که مجموع تراکنش‌های آن‌ها در یک سال بیش از 5 میلیارد تومان است، توسط نهادهای ناظر بررسی می‌شود. اما پسینی بودن این روند و طولانی بودن بررسی آن باعث می‌شود، مجرمین پس از اثرگذاری منفی بر اقتصاد کشور شناسایی شوند. این در حالی است که کشورهای توسعه‌یافته بر تراکنش‌های روزانه هر فرد آستانه‌گذاری(سقف) می‌کنند. این آستانه‌گذاری، آن‌هم برای تراکنش‌های 24 ساعت به حاکمیت این اجازه را می‌دهد که مفسدین را در اولین قدم ارتکاب جرم شناسایی کنند. درواقع با ایجاد قواعد و ضابطه‌های مناسب می‌توان تراکنش‌های مشکوک را در همان مراحل ابتدایی شناسایی کرد.

چرا اسم امیرالمومنین در قرآن نیامده است؟

یکی از شبهاتی که برای عده‌ای درباره واقعه غدیر پیش می‌آید این است که چرا در قرآن از امیرالمومنین هیچ اسمی آورده نشده است.سوالی که علما به آن پاسخ داده‌اند.

هشدار تحلیلگران انرژی /جنگ تجاری دورنمای صادرات نفت آمریکا را تیره و تار می کند

 به گزارش تسنیم به نقل از سی ان بی سی،  تحلیلگران انرژی هشدار داده اند بالا گرفتن درگیری های تجاری بین دو اقتصاد برتر دنیا تأثیری منفی بر دورنمای صادرات نفت خام آمریکا می‌گذارد. چین به زودی واردات نفت خام از آمریکا را به طرز قابل توجهی کاهش می دهد.

 افزایش تنش های تجاری بین واشنگتن و پکن باعث شده ناظران خارجی در مورد دورنمای تیره صادرات نفت آمریکا به چین هشدار دهند.

استفان برناک، تحلیلگر انرژی گفت:«ابر تیره ای که دورنمای صادرات نفت خام آمریکا را پوشانده، درگیری تجاری چین و آمریکاست».

برناک گفت سال گذشته در همین زمان چین بزرگترین خریدار نفت خام آمریکا بود ولی چینی ها در حال حاضر در آستانه توقف واردات نفت از آمریکا هستند.

 وی توضیح داد در حالیکه از دست دادن بزرگترین مشتری می تواند مانعی برای رشد اقتصادی آمریکا باشد، ولی کاهش خرید چین را می توان با افزایش صادرات به سایر مشتریان جبران کرد.

 در آغاز ماه اوت، دونالد ترامپ اعلام کرد واشنگتن 10 درصد عوارض اضافی بر 300 میلیارد دلار واردات چین از اول سپتامبر اعمال می کند.

چین در پاسخ به این کار به یوان اجازه داد به زیر سطح 7 در برابر دلار برای اولین بار طی بیش از یک دهه برسد. آمریکا با متهم کردن چین به دستکاری ارز یوان، درگیری‌های تجاری را افزایش داد.

 این درگیری تلافی‌جویانه قیمت نفت را به پایین‌ترین حد طی 7 ماه گذشته رساند. شاخص نفت برنت روز دوشنبه بعد از ظهر 59.08 دلار در هر بشکه معامله شد، در حالی‌که نفت آمریکا 55.32 دلار در هر بشکه به فروش رسید.

 متیو اسمیت، مدیر تحقیقات کالا در کلیپردیتا گفت هنوز خیلی زود است در مورد واردات نفت چین از آمریکا نظر بدهیم.

 وی گفت آخرین محموله نفت آمریکا در ششم اوت خلیج مکزیک را به مقصد چین ترک کرده است. وی توضیح داد که فاصله یک هفته ای بین بارگیری ها غیر معمول نیست.

 چین، بزرگترین خریدار نفت دنیا یکی از برترین مقاصد نفت خام آمریکا در نیمه اول سال گذشته میلادی بود. واردات نفت خام چین از آمریکا تقریبا بلافاصله پس از آغاز جنگ تجاری کاهش یافت و با افزایش درگیری ها کاملا متوقف شد.

 علاوه بر جریان نفت خام که تحت تاثیر جنگ تجاری قرار گرفته، از ماه مارس هیچ محموله گاز طبیعی مایع هم از آمریکا به سمت چین نیامده است. پکن اعلام کرد خرید محصولات کشاورزی از آمریکا را متوقف می کند. آمریکا و چین میلیاردها دلار بر کالاهای یکدیگر از آغاز سال 2018 عوارض وضع کرده‌ که به بازارهای مالی آسیب زده است. 

مایکل میدن، مدیر برنامه انرژی چین در موسسه مطالعات انرژی آکسفورد گفت که در صورت اجرایی شدن عوارض ترامپ بر واردات چین از اول سپتامبر، چین هم بر اکثر واردات آمریکا از جمله نفت عوارض وضع می‌کند.